برای خواندن جوکهای امروز به ادامه ی مطلب تشریف ببرید قلب


 

اکبــــــر رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟

میگه:
خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. 

قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود:
"
پرده دوم، دو سال بعد"
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون

 

 

 

 

 

یکی بیاد به این دانشجوهای ورودی ۹۱ بفهمونه اون صندلی ای که جلسه قبل روش نشستن،
ماله اونا نیست میتونن رو صندلیای دیگه هم بشینن

 

 

 

 

 

تا حالا دقت کردین هیچ قنادى قند نمیفروشه

هیچ عطارى عطر نمیفروشه

قهوه خونه هام همه چى دارن جز قهوه!

چـــرا واقعا ?!?!?!?

 

 

 

 

 

رفیقم ناراحت بود میگم چیت هست ؟

میگه من در ازدواج هیچ شانسی نداشتم

اولی‌ منو ول کرد
.
.
.
.
.
دومی‌ ول نکرد

 

 

 

 

 

تو کلاس داشتم با دوستم پچ پچ میکردم استاد اومد با خط کش بهم اشاره کرد و گفت : تهِ این خط کش یه آدم ابله وجود داره ... منم گفتم : استاد منظورتون کدوم تهشه ... :| نمیدونم چی شد که اخراجم کرد

 

 

 

 

 

پسته دست دوم داریم !
مال یه پیرزن بوده که دندون نداشته فقط نمکش رو میک میزده

 

 

 

 

 

 

پسرا موجودات با احساسی ان !
همیشه احساس گشنگی میکنن