برای خواندن جکها و مطالب طنز به ادامه ی مطلب تشریف ببرید قلب


یه بار یکی از بچه ها رفته بود تو فاز لاف زدن و داشت درمورد یکی از مبارزاتش توی رینگ زر زر میکرد (مثلا حریف رو تبدیل به کنسرو گه کرده بود) بلند شده بود و داشت نشون میداد که چطوری با مشت زده تو صورت حریف که همون موقع گ*زید . یکی دیگه از دوستان اهل دل گفت :خوب حتما اون موقع هم همینطور گو*یدی و تا حریفت شنیده از شدت خنده غش کرده افتاده کف رینگ و ناک اوت اعلامش کردن . رفیقمون که بد ضایع شده بود و میخواست یه جوابی بده گفت : تو یکی زر نزن که گ*ز آقات پدر سگه .
ما : - ))))
دوست لاف زنمون :-((((
گ*ز آقای دوست اهل دل:-(
کل امور مرتبط به نفخ :-0
بعدا هم هرچی ازش پرسیدیم در اصل میخواستی چی بگی؟ سکوت کرد و فقط عین بز بهمون زل زد .

 

 

 

 

 

سرباز بودم ...
یه روز سرباز صفر نداشتن،دستور دادن که افسرا واسه حمالی بخط بشن...

یه 20 نفری شدیم و بردنمون که تابلوهای چوبی 5 متر در 3 متر رو خالی کنیم و ببریم توی انبار.
من شلوار نظامیم رو تنگ کرده بودم، به محض اینکه اومدم خم شم تابلو رو بردارم خشتک شلوارم جر خورد ... :D
لامصب جر نخورداااا جرررررت خورد ...

اینور رو نگاه کردم ، اونور رو نگاه کردم ، چشمم افتاد به توالت ...
یه رفیق داشتم عادت داشت هر وقت میرفت توالت شلوارشو در میورد دم در آویزون میکرد ...
منم چون توی دوره آموزشی با زندگی در شرایط سخت آشنا شده بودم ، سریع رفتم و شلوار اونو پوشیدمو شلوار خودمو گذاشتم جاش ... :D:D

یادش بخیر ، اون بنده خدا که نفهمید!
یادمه یه شرت مامان دوز قرمز با گلهای سفید داشت.پاچه شرتش به شلوار میگفت زکی ...فقط مشکل سوراخای شورتش بود که نمیدونم چرا پرش نکرده بود ...:D:D:D
بهر حال هر وقت خم میشد همه پادگان رو زمین ولو میشدنو از خنده عـــــــــر میزدن !

خدا از سر تقصیرات هممون بگذره ...

مدیونید فک کنید من یه همچین آدمیم

 

 

 

 

 

 

از یه اسب میپرسن چرا هر کس تورو میبینه سوارت میشه؟
اون اسب جواب نداد. سرشو انداخت پایین و هیچی نگفت.
میدونید چرا؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون اسبا نمیتونن حرف بزنن.
نه واقعا انتظار داشتین اسبها حرف هم بزنن؟؟؟
لابد دانشجو هم هستی؟؟؟

 

 

 

 

 

خداوکیلی بی شوهری داره بیداد میکنه!!!
بعد سیزده رفتم پارک دیدم انگار چمنای پارکو گیس آفریقایی کردن بعضیـــــــــــا
یه چند نفری هم چمنارو شنیون کرده بودن :)) 

 

 

 

 

 

 

 

ملـــــت هر شب تو تختشون دنبال گوشیشــــون میگردن
که به نامزدشون  اس ام اس بزنن ...

.

.

.

منم سه ســـــــاعت دنبـــــال طـــــول و عـــــرض پتــــــوم میگردم 

 

 

 

 

 

یکی از تفریحات دوران کودکیم این بودکه چندتالیوان آب میخوردم.
بعد دراز میکشیدم و شکممو تکون میدادم.
از تو شکمم صدای آب میومد! احساس سواحل صخره ای بهم دست میداد!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از دقدقه های فکریم اینه که وقتی تو حموم آب گرمو وا میکنم کجای حموم پناه یگیرم که آب سرد اولش نپاشه روم

 

 

 

 

 

 

به مامانم به شوخی گفتم که من از وبلاگ نویسی پول در میارم

.
.
.
.
.
.
.

الان ۲ روزه سر هر ۲ ساعت برام چایی با کیک میاره میگه خسته نباشی :))))

 

 

 

 

 

 

 

دو تا دختر یکی خیلی خوشگل یکی خیلی زشت میرن تو یه شرکت واسه مصاحبه که اونجا یکی شون استخدام بشه.

مدیر شرکت یه نگاه بهشون میندازه و میگه قیافه اصلا برای من مهم نیست مهم فرهنگ و علم شماست.

از خوشگله میپرسه که جمعیت ایران چند نفره ؟ میگه هفتاد میلیون. مدیر میگه آفرین درست جواب دادی.

رو میکنه به زشته میپرسه خوب این هفتاد میلیون رو یکی یکی نام ببر!!! :|

 

 

 

 

 

 

به بابام میگم
بیا تلفن، رئیس بیمارستانه
میگه کی؟  سفیرپاکستان؟:یکی نیست بهش بگه آخه سفیر پاکستان با تو چیکار داره؟ :|
میخواستم بگم در این حد انتظاراتمون بالاست 

 

 

 

 

 

 

 

میدونین چرا همیشه جلوی آرایشگاه زنونه پرده میکشن؟
*
*
*
*
*
*
*
****
***
**
*
واسه اینکه هیشکی نفهمه اون خانوم خوشگله ای که میاد بیرون همون هیولاییه که 2 ساعت پیش رفته بود تو =)))

 

 

 قلب لبخند شما دستمزد منست (داش دیوونه ی دزد)