برید ادامه ی مطلب خو تا بخندید قلب


کسی میدونه : ﭘﺸﻢ ﺷﯿﺸﻪ، ﺩﻗﯿﻘﺎ ﮐﺠﺎﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﺳﺖ؟!

 

 

 

 

این سامان گلریزِ ری*ه تو تفکرات من در مورد غذا. نزدیک بود امروز تو کله پاچه هم دَنِت بریزم بُخورم :| :|

 

 

 

 

 

تو جاده داری میری بعد تابلو زده "خطر ریزش کوه"
خو الان دقیقا چی کار باید بکنیم؟
بریم؟ ... نریم؟ ... چراغ خاموش بریم؟ ... پیاده شیم هل بدیم؟ ... زنگ بزنیم راه و ترابری؟ ... فحش بدیم؟ ... تُـــف کنیم؟
نمیشه کاری کرد خو!!!
به نظر من باید به جای این تابلو یه تابلو بذارن روش بنویسن: 
بیا ولی اگه کوه ریخت روت و زنده موندی نیای زر مفت بزنی!!

 

 

 

 

 

 

درسته که پسرا پارک دوبل و خوب بلدن

..

.

.

اما چیزی که خیلی‌ توش استادن دور زدنه :|

 

 

 

 

 

 

 

 

امروز رفتم کبابی یارو زده بود ١٠٠ درصدگوسفندی
*
*
*
*
*
*
***
**
*
بعد خوردن کبابا فهمیدم منظورش با من بوده :(

 

 

 

 

 

 

 

پسر آریایی!

در سنگ نگاشته های های تخت جمشید چاک ماتحت هیچ کس معلوم نیست....

بکش بالا اون شلوار صاحاب مرده رو...!!!

 

 

 

 

 

 

بابام خسته و کوفته از سر کار اومده خونه بهش میگم سلام بابا!!
میگه: ببین پسرم:
سلام سلامتی میاره
سلامتی شادی میاره
شادی عشق میاره
عشق همسر
همسر بچه
بچه دردسر
دردسر بدبختی
بدبختی مریضی
مریضی مرگ
پس سلامو زهر مار
برو بتمرگ پاى کامپیوترت
من o|:
مامانم =)))))

 

 

 

ضدحال بزرگ برای یه مادر اینه که:

.

.

.

.

.

 نه ماه دوران بارداری رو تحمل کنه، بچه که به دنیا اومد شبیه عمه اش بشه :)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ، ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ
ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ
ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﺟﻠﻮﺷﻮﻥ.
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ
ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﻢ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ. ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ ﺗﺎ
ﺳﻮﺍﺭ ﺷﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﻫﺴﺘﻢ
ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ...........

 

 

 

 

 

 

دختری از مردی پرسید :
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم
در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم؟
مرد جواب داد:
به من بگو چرا زندگی میکنیم
... در حالی که میدانیم در آخر می میریم؟؟
هیچی دیگه
دختره هم زد تو دهنش
گفت سوال منو با سوال جواب نده ... :)))

 

 

 

 

 

 

لورل: عموم از توی یه دریچه افتاد پایین و گردنش شکست
هاردی: داشت خونه میساخت؟

لورل: نه داشتن دارش میزدند!

 

 

 

 

 

 

اعتراف میکنم 1دوست بی شعور داشتم که هر شب ساعت 3 زنگ میزد به گوشیم از خواب بیدارم می کرد.شب اخر خیلی جدی بهش گفتم دیگه این کارو نکن وگرنه بد می بینی...اما بازم زنگ زد...منم فردا شبش موبایل ام رو دایورت کردم رو شماره خونه خودشون راحت گرفتم خوابیدم...دوستم بعد ها برام تعریف کرد زنگ که زده 1نفر گوشی رو بر میداره شروع میکنه به فحش ... دادن. دوسته منم داشته از خنده غش میکرده که تازه بعد 5 دقیقه خنده متوجه میشه صدا داره از اتاق بغلی میادو اون طرف هم پدرشه که داره به ... خودش فحش میده....

 

 

 

 

 

آقا یه شب داشتم با اتوبوس بر می گشتم تهران، اتوبوس از این VIP ها بود، منم صندلی آخر نشسته بودم، جلوی منم یه دختر نشسته بود. شب ساعت 12 بود تو اتوبوس فیلم که نشون داده بودن تازه تموم شده بود و همه ساکت شده بودن و می خواستن بخوابن. منم داشتم با لب تاپم کار می کردم. این دختره که جلوی من بود به خودش اسپری خوشبو کننده زد...بعد از 15 دقیقه دیدم دوباره صدای اسپری میاد و بوش ناراحتم کرد، ولی چیزی نگفتم، دوباره 15 دقیقه دیگه صدای اسپری اومد و کفر من در اومد ولی چیزی نگفتم...این صدای اسپری هر یه ربع به یه ربع میومد و بوش منو اذیت می کرد... ساعت 2 بود دیگه کلافه شدم و بد جوری عصبانی، از پشت محکم زدم به دختره که از خواب پرید، با یه قیافه حق به جانب و عصبی گفتم خانم مریضییییی؟؟ مشکل روانی دارییی؟؟؟ چیه هی تند و تند اسپری به خودت میزنی؟؟؟...تا می خواست چیزی بگه، یه دفعه دیدم باز صدای اسپری اومد یه آن برگشتم دیدم بالا سرم از این دستگاه خوشبو کننده هاست که رفته رو حالت اتومات و هر 15 دقیقه... :ی
آقا منو میگییی نمی دونستم گریه کنم، برم بمیرمممم؟؟
فقط تند و تند معذرت خواهی می کردم
بنده خدا چیزی هم دیگه بهم نگفت و خوابید...

 

 

 

 

 

 

مگه عمر پشه سه چهار روز نیست؟ چطوری توی این چند روز می‌تونه یاد بگیره که مگس‌کش دید باید قایم شه؟
نه جحوری؟هااااااااااااااا؟

 

 

 

 

 

با داداشم رفتیم بوتیک ,
اون جنسی که می‌خواستم نبود ,
به فروشنده میگم , ببخشید ما یه دور بزنیم, برمیگردیم
. دادشم برگشته به فروشنده میگه:
دروغ میگه از صب به ده نفر دیگه هم همینو گفته شما منتظر ما نباشین…

 

 

 

 

 

 

مامانم گفت برو میوه بگیر شب مهمون داریم !
گفتم بارون میاد؟ من نمیرم !
گفت پاشو برو گمشو بگیر بیا ببینم !
بدوووووووووو
رفتم میوه گرفتم قشنگ تو بارون دوش گرفتم
خیسِ خیس شدم رسیدم خونه ؟
درُ باز کردم :
بابام : :))))) اَاااا اینو ببین مثل موشِ آب کشیده شده !
خواهرم : =))))) نه بابا مثل اردک ماهى شده !
مامانم : =)))))))) آخى نگید این حرفارو بچم ؟؟؟
بچم همون خرى که بوده هستش !!!
فقط یه ذره خیس شده !!!!
همون لحظه هم داداش کوچیکم اومده میگه :
چطورى خره ؟؟؟؟
من : :|O
یه لحظه خودمُ باغ وحش یا یه جنگل احساس کردم !!!

 

 

 

 

 

 

 

اسم دختره هست :ملیکا
داداشش بهش می گه : mel mel
داییش تا بهش میرسه میگه: مَلَکا ذکر تو گویم که تو پاکیو خدایی…
پسردایی کوچیکه اش بلد نبود بگه ملیگا میگفت: پیتیلا
دوستش میگه: پیتیکا
همکلاسیش میگه:ملی
دخترخالش می گفت :میــلــیــکا
بعضی از فامیل های باباش میگن: مَـــلیکا
بعضی از دوستاش عنایت دارن میگن : مِـــلیک
دخترخاله کوشولوش میگفت: میخا
حالا شده: میکا
بعد رفیق فابش امشب اس داده: چطوری پولیکا ؟؟؟!!
اینجور اسم با مسما و انعطاف پذیری داره ♥ :))))))

نویسنده (ملیکا)

 

 

 

 

 

 

 

رفیقم بهم پیام داده: میدونی نبات چنده؟

گفتم: یه کاره قیمت نبات رو میخوای چیکار؟ نه!!!

گفت:نقل چی؟

گفتم:چی شده میخوای ازدواج کنی نقل و نبات میخوای؟ نه خوب نمیدونم!!!

برگشته بهم میگه فقط میخواستم بهت ثابت کنم خیلی خری چون از قدیم میگن خر چه داند قیمت نقل و نبات :|

 

 

 

 

دیشب از ترس زلزله یه هندونه 6کیلویی رو کامل خوردم
.
که هر پنج دقه یه بار بیدارم کنه :|