برید ادامه ی مطلب شاید کمی بخندید 


تو بزرگراه منو به خاطر سرعت بالا، استفاده از موبایل در حین حرکت و نداشتن مدارک جریمه کرد. گفتم ببین ولی کمربند بستما. گفت آره منم تعجب کردم :))

 

 

 

 

چهل و پنج هزار تومن واسه پوستِ صورتم صابونِ خرچنگ خریدم 
بعد 1 هفته فهمیدم 
بابام باهاش از دسشویی میاد دستشو میشوره |: |:

 

 

 

 

 

رفتم تو آشپزخونه یه بسته بیسکوئیت دیدم اومدم باز کنم بخوروم دیدم قیمت برای مصرف کننده زده : 75000 ریال !
بیسکوئیت رو بوسیدم گذاشتم رو کابینت عقب عقب اومدم بیرون !
اتفاق ِ دیگه دیدی بابام واسه 7 هزار و پونصد تومن زد منو کشت !
آخه سابق ِ این ضرب و شتم ها تو خونه ما زیاده .. بچه بودم به جرم ِ خوردن ِ یه لیوان آبمیوه بیشتر (!) جوری پس گردنی خوردم که تا الان که الان ِ میرم آرایشگاه یارو میگه : داداش سرت چقدر بدفرمه ! :|

 

 

 

 

 

 

خاله ام ماهی سفارش داده بود پاک کنن ، طرف کارتشو داده گفته زنگ بزنین که آماده باشه بیاین ببرین.
2ساعت بعد خاله ام زنگ میزنه ، طرف میگه اشتباه گرفتین خانوم ، خاله ام باز چند بار دیگه زنگ میزنه ، طرف باز میگه اشتباهه
خاله ما قاطی میکنه که خدا به سر شاهده تیکه تیکتون می کنم،
ماهی سفید و می خوایین بالا بکشین؟!! هنوز منو نشناختین و .....
خلاصه
طرف میگه خانوم اینجا چاپخونس ، ما کارت رو براشون چاپ کردیم ،
لطفا شماره سطر بالایی رو بگیرین :|

 

 

 

 

 

 

 

 

قرار بود با یه اسب سفید برم دنبال دخترِ آرزوهام
. بعد به این نتیجه رسیدم خـُــولامصــب یکی دو تا نیستن که !!

حالا قرار شده یه اتوبوس سفید بگیرم یکی یکی برم دنبالشون :)))))