ناراحتبرید ادامه ی مطلب شاید شما بفهمید چرا هر چی خل و چله دور ما جمع شده ؟؟؟؟


میگم ها دیشب این دو تا نکبت خیر ندیده (خواهرام) تا نصف شب پهن بودن خونه ی ما به هر هر و کر کر ، بعد گرفتن کپه ی مرگشونو گذاشتن . حالا کله ی صبحی میتی لیته اومده تو اتاق من میگه پس آش و حلیممون کو ؟ (دقت کنید حلیممون یعنی انگار من یه عمر حلیم خر درگاه تشریف داشتم) منم با تعجب میپرسم کدوم حلیم ؟ میگه ئه خواب دیدم ؟ میگم خوب خدا رو شکر فهمیدی خواب دیدی . بعد رفته ویدا و بچه ها رو از خواب بیدار کرده میگه من خواب آش و حلیم دیدم این نسناس (یعنی بنده) نرفته برامون بخره . بعد سه تایی ریختن سر منو د بزن . ناراحت. بعدش منو مجبور کردن برم بخرم . منم زخمی و نالان رفتم 56000 تومن دادم آش و حلیم و کله پاچه و برگشتم تا بکوفتن . البته یه تراول 50 تومنی از کیف میتی کش رفتم (والا مهمون پررو) 6000 تومن هم از خودم گذاشتم ناراحت . دیدید از جک دزدی کارم رسید به زدن کیف خواهرم ؟ خیر نبینی میتی لیته که دزدم هم کردی . 

 

آقا کسی میدونه جایی هست بشه خواهر رو پس داد یا نه ؟ 

خو خواهر من برو گمشو شوهر کن شررررررررت رو از سر ما کم کن .