حتما برید ادامه ی مطلب رو بخونید قلب


این عکس پسر منه ارشک . 

حالا میدونید چرا برا خودش سیبیل درست کرده ؟

چون عمه میتراش بهش گفته هر وقت سیبیل در بیاری برات یه بنز سال میخرم .

حالا ایشون هم کلی فسفر سوزونده و اینطوری سیبیل در آورده واسه ی عمه ی خل تر 

از خودش. بعدش میتی تا دیدش اول یه کم غش و ضعف کرد و بچه رو برد با خودش تو 

ماشینش تا خدایی نکرده تلاش برادر زاده ی خل تر از خودش بی جواب نمونه . وبعد هم

نشوندتش رو پاهاش و فرمون ماشین رو داده دستش . این ارشک خان ما هم تا فرمون 

رو گرفته دست سرش رو از شیشه ماشین کرده بیرون وصدا رو کلفت کرده و سر دو تا

خانوم داد زده که:

همشیره سیبیل رو حال میکنی ؟ بعد هم که اونها بهش خندیدند با همون صدای 

کلفت گفته : ببند نیشو آکله . ناراحت بعله اینم هوش بچه ی ما .

 

آقا یه بار یه عروسک کوچولو درست مثه این از توی این شانسی های ارشک دراومد

ارشکم یه کم نگاهش کرد و بعد بهش گفت : تو خیلی زشتی بی پدر و مادر بعدم پرتش

کرد تو حیاط خونه و بهش گفت : همونجا بمون تا گربه بیاد ببردت بزرگ کنه .

منم برش داشتم  گذاشتمش رو کیس کامپیوترم . یه چند وقت بعد میتی اومد دیدشو 

هی گفت : ووووووووااااااااااااااا ی ی ی ی ی چه نازه (اونم با اون صدای رو اعصابش)

بعدم گفت اینو بده به من این دختر منه . (فکر کنم نره خر شیرین یه هزار تا عروسک

اینقدری داره) منم گفتم عمرا بهت نمیدمش . یه ساعت التماس کرد و وقتی دید 

فایده نداره برش داشت گذاشتش تو کیفش . منم دزدکی از تو کیفش برش داشتم 

و سرشو بریدم و موهاشو هم با آتیش فندک سوزوندم بعدم گذاشتمش توی یه پاکت

رو پاکت هم نوشتم شرمنده میتی دخترت زیاد با موبایلش حرف میزد ادبش کردم .

خلاصه وقتی رسید خونشون بهم زنگ زد و جملات پر از محبت بهم گفت و من از

اینکه روانی ام کلی ذوق کردم . شیطانقهقهه

 

 

زنده باشید تا ابد اونم با عزت قلب