جکهای تر و تازه ی دزدیده شده

میگم وقتی به زوج های عاشق میگن مرغ عشق

لابد به زوج های مشکل دار هم میگن انگری بردز !

 

 

 

 

 

 

 

آقا خیلی سال پیش وختی بچه بودیم یه همسایه داشتیم که من ازشون متنفر بودم.یه روز رفتم خونشون که با بچشون( مثلا همبازی) بازی کنم.خلاصه یوخده که بازی کردیم به پسره گفتم برو واسم یه لیوان آب بیار.
پسره هم گفت خودت برو.
خلاصه ما رفتیم سر یخچالشون پارچ آب(استیل بود) بیرون آوردم و یوخده آب خوردم و بعدش واسه اینکه دلم خنک شه حدود ۵٠ سی سی توش شا...یدم!
خلاصه اومدم جیم شم مامان پسره گفت باید ناهار بمونی!
از من نه و از اون اصرار...
خلاصه ناهار موندم و حین غذا خوردن لقمه تو گلوم گیر کرد دوستم سریع یه لیوان آب بهم داد و بعد از اینکه تمام لیوان رو سر کشیدم یهو چشمم به پارچ افتاد بهله 

 

 

 

 

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺍﺯﺟﻠﻮ ﻋﯿﻦ ﺑﯽ ﺑﯽ
ﺧﺸﺘﻪ،ﺍﺯﺑﻐﻞ ﻋﯿﻦ ﺗﻪ ﺩﯾﮓ ﻋﺪﺱ ﭘﻠﻮ...
ﺗﻮﯼ وبلاگش نوشته:ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻣﻦ ﻧﺸﻮ ﻣﻦ ﻣﺜﻞ
ﮔﻞ ﺣﺴﺎﺳﻢ

 

 

کنکور داشتم ، حوزه من هم تهران افتاده بود,صبح زود پا شدم رفتم به سمتِ حوزه ,رسیدم اونجا بر خلاف انتظارم که قاعدتاَ حوزه کنکور باید خیلى شلوغ باشه و اینا ولى پرنده هم پر نمیزد ! خلاصه همینطورى با تعجب داخل سالن شدم دیدم چقدر همه چى مرتب ، همه چى آروم و خوبه ! یه گوشه هم کیف ها رو تحویل میگیرن شماره میدن ! منم کیفمو دادم که شماره بگیرم دیدم یه دختر خیلى خوشگل کنار من ایستاده همین طور زل زده به من ! منو میگى O:با نیش باز گفتم سلام علیکم صبح شما بخیر ، یه دفعه دهنشو باز کرد یه سرى صداهاى عجیب غریب از خودش در اورد و رفت ! من کلا O: این چرا همچین کرد؟! اى خدا اینجا کجاست؟ خواب مى بینم؟ نکنه از شدت استرس کنکور مردم دارم میرم بهشت ، اینم لابد حورى بهشتى بوده حتما... نه بابا اگه بود که یه دونه نبود ، به من انصافاً باید بیشتر از این حرفها حورى بدن.. خلاصه همین طور که با خودم فکر میکردم رفتم به سمتِ کلاسى که باید مى نشستم ، تو راه میدیدَم اى بابا یکى کجه ، یکى خلِه ، یکى رو ویبره ست یعنى احساس داشتم در حد الیس در سرزمین عجایب!، اى بابا ببین طفلکى ها اینقدر درس خوندن به این روز افتادنا ، یا اینکه من اینقدر درس خوندم توهم زدم ، خلاصه رفتم سر کلاس نشستم دیدم اون دختر خوشگله هم اونجاست!! ، یه خرده گذشت بلندگو اعلام کردن که صلوات بفرستین و از این حرفها منم شروع کردم بلند صلوااااااات ...که دیدم کسى صلوات نمى فرسته فقط منم ! همین طور نصفه و نیمه صلواتمو قورت دادم ، اى خدا دوربین مخفیه؟ بابا سر صبحى قبل امتحان نکنین از این کارا با من آخه ! یه دفعه اون آقاهه که اخبار ناشنوایان میگهاومد تو کلاس !!! شروع کرد به زبون اشاره یه سرى حرکت ها کرد و من کلا O:..تازه دوزاریم افتاد که بابا اون موقع که فرم پر میکردم واسه کنکور همین جورى قسمت معلولیت زدم کم شنوا ،واسه همین افتادم حوزه معلولین ، اینجام قسمت ناشنوایانه , اون دختر هم کر و لال بنده خدا :)))))

 

 

 

 

 

 

ﻫﺮ وقت ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻣﯿﺮﻡ ﺳﺮ ﭘﯿﺎﻧﻮم
ﺑﻌﺪﺵ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﭘﯿﺎﻧﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ برﻣﯿﮕﺮﺩﻡ 

 

 

 

 

 

 

بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه‌هامون می‌کنیم این است که:

نیمه می‌شنویم ؛

یک چهارم می‌فهمیم ،

...
هیچی فکر نمی‌کنیم !

و دوبرابر واکنش نشون می دهیم . . .

 

 

 

پسرم وقتی میگه: این چیه؟؟؟؟
.
.

.
.
یعنی اون چیز پنج دقیقه دیگه بیشتر تا پایان عمرش نمونده :|

 

 

 

 

 

یـه روز نـزدیـک ظـهر بابام زنـگـ زد بـه مـن :
- کـجـایـی پسـرم؟
- گفتم بـیـست دقـیـقـه دیـگـه مـیرسم خـونـه
- کـلید داری؟
- نـه

- پـس نـیا خـونه مـن دارم مـیـخـوابـم نـمـیـتـونـم دَرو بـرات بـاز کـنـم بـرو یـه جـا خـودتـو سرگـرم کـن سـاعت 5 اینا بیا خونه!!!!
من :|
یونیسف :|
مسوول پرورشگاه :|

 

 

 

 

کاش یه نرم افزار بود موقعی داریم دروغ می گیم جلو خندمونو بگیرع تابلو نشیم!!!

 

 

 

 

من تو حالتهایه عادی با دهنم نفس میکشم نمیدونم چرا سرما میخورم اصرار میکنم ک حتما با بینیم نفس بکشم؟؟؟؟

 

 

 

 

به کافه چی گفتم همان همیشگی ...
نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت:

.
.

.
.

گ...ه نخور ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟؟؟!

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاییزان

سلام داداش گلم خیلی قشنگ بودن مر30 [گل][خنده][قلب]

روشنک

مسئول پرورشگاهو خووووب اومدی

اذر

خعععععععععلی ی ی ی باحال بود داداش[خنده][ماچ][ماچ][گل]

علی

گاو اولی: ما! گاو دومی: مااااا مااااا گوسفند وارد ماجرا میشه: بع گاو اولی: مااااا گوسفند دومی: بع گوسفند اولی: بع بع… گاو دومی : ماااااا ماااااااا مااا گوسفند اول : بععععععععععع بععع . . . . . . . . . . . . . نه واقعا نشستی این گفت و گو رو تا آخر خوندی؟ الان هم منتظر بقیه ماجرا هستی؟ ای جانمی جان!

سوگند

خیلی خوب بودن...مخصوصا اخریه...مدونی چیه...جک هات حتی اگ بیمزه باشه چون شما نوشتین برام من بامزه میشه مثبا شاید بعضی از این جک هارو ک میخوندم خندم نمیومد ولی تو وبلاگ شما کلی حال میکنم.

مهدخت

خیلی خنده دار بود مخصوصا آخری

realboy

اینا رو گفتی که مثلا بگی خیلی پیری! پیری! پیر بابا! داداش پیر1 دندون مصنوعی بابابزرگ [نیشخند]

یاس

حالا که طنز میخوای این اتفاق دیشب افتاد همون لحظه رفتم تو وب فامیل نوشتم واین داستان همین چند دقیقه پیش زنگ خونمونو زدن رفتم دم در خانومه سرخ وسفید شده میگه ببخشید شما مرغابی دارین گفتم اره عزیزم ولی قصد ازدواج ندارن چشماش گرد شد گفتم خوب کارتون گفت اهان تخم میذارم گفتم نه خانوم هنو دخترام اینقد بی حیا نشدن مواظبشونم حالا اقا پسرتون چیکارس چشاش شد توپ پینگ پنگ گفتم خوب میگفتین میگه میشه چندتا به من بدین میگه اره پول با خودت اوردی میگه نه مگه پول میخواد گفتم پ نه پ شما میری دم مغازه بوس میدی جنس میگیری یه اهانی گفت باشه دارم میرم بیارم دیدم واقعا یارو سر کار صداش کردم بیا عزیزم برات میارم رفتم بهش را دادم میگم واسه چی میخوای میگه واسه موهام میگن خوبه سریع ازش گرفتم اه پ بده من کچلی دارم دیدم زن داره دق میکنه دیگه پلاستیکو بهش دادم گفتم بازم بیان یارو چشاش افتاد بیرون فقط سرشو تکون داد[نیشخند]

عليرضا

سلام داداشي مثل هميشه عالي بودن [بغل][بغل][ماچ][ماچ]

غزال

ایول بابا دمت سوووووووووووووووووووووووووج حال کردم