المسروقیات

گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگلم... بوس بوس بوس

گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... گلابی مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

بعد از قطع کردن تلفن :

.........دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد

پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه

 

 

 

پزشکان معتقد اند که مصرف روزانه یک سیب از سکته های قلبی جلوگیری می کنه ...!

.
.
.
خب همین ثابت میکنه که اگه جای یک سیب از "دو سیب" استفاده کنیم، سکته مغزی رو هم ساپورت میکنه....حالا اگه "دوسیب نعناع" باشه که دیگه امراض گوارشی هم سراغمون نمیاد...!!

 

 

 

 

 

 

اگر خودتون رو جای من بذاری به فاجعه پی مبیرین!
نفر اخری بودم که سوار تاکسی شدم .سلام کردم و در رو بستم! بین راه بقل دستیم خواست پیاده شه وقتی پیاده شد منم قاعدتن باید پیاده میشدم و دوباره سوار میشم وقتی دوباره تو تاکسی نشستم بلند گفتم سلام

 

 

 

 

 

پسره تو وبلاگش نوشته اگه پول رو درخت سبز میشد اونوقت دخترا عوض پسرا عاشق میمونها میشدن . زیرش نوشتم پس از دو طرف سود میبردن هم پول داشتن هم عاشق موجوداتی زیباتر میشدن .

 

 

 

 

 

 

 

داداشم میخواست تو یه شرکتی استخدام بشه رفت مصاحبه.فرداش زنگ زدن که بیا.وقتی رفت یه کاغذ بهش دادن گفتن برو هشت هزار تومن واریز کن بیا.
داداشم خوشحال گفت: بابت مقدمات استخدام؟ :)
مدیره یه نیگا کرد بهش و گفت:نخیر بابت مقدمات خرید یه لنز ذره بین جدید برای درب ورودی که تو بیشعور دیروز آدامستو موقع رفتن چسبوندی روش.دوربین فیلمتو گرفته الاغ .

 

 

 

 

 

 

 

بچه ها چرا هر بار میرسیم دم در پارکینگ اون آهنگه که دوسش داریم تازه شروع میشه ...؟؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

ساعت 5:30 صبح بابام اومده در اتاق باز کرده ، میگه نمازتو خوندی؟میگم آره.میگه پس پاشو برو واسه ماشین گاز بزن !!!
میگم آخه پدر من این موقع صبح؟چرا مثِ دفعه های قبل همون سر شب نگفتی؟؟؟
برگشته میگه خواستم واست تنوع ایجاد شه !!!

 

 

 

 

 

 

 

دیروز تو بابل از وسط شهر داشتیم با ماشین میرفتیم دیدم دم بانک کارآفرین که دوستم اونجا کار میکه پر مامورو الگانس و هایلوکسه .ماشین و زدم کنار رفتم جلو دیدم یکی رو روی سرش کلاه کشیدن و کتک میزنن اوردن بیرون یه کیسه واسه پول هم همراش بود. آقا منم بستم فحش که اینا دزدن باید پارشون کنید. دزد دوم هم که خواستن از بانک بیارن بیرون یه پس گردنی هم من نثار دزده کردم.اومدم برم داخل بانک و ببینم که کسی رو نکشته باشن دیدم خبرنگاره شبکه مازندران با دوربین داره میاد بیرون. 
منو میگی تازه فهمیدم مانور بوده و دزده هم خودش پلیس بوده. سری جیم زدم تا منو نگرفتن. :))

 

 

 

 

 

 

توی اتوبوس نشسته بودم 
صندلی جلویی دو تا توریست نشسته بودن 
بعد یارو اهرم این صندلی رو کشیده بود که خوب بتونه لم بده و بخسبه 
صندلی اومده بود توی صورت ما 
هر کار کردیم بهش بفهمونیم صندلی رو درست کنه ، نشد که نشد 


گاو رو میدونستم توی انگلیسی میگن Cow 
ما هم بهش گفتیم 
Hey mini Cow 
فکر کنم یارو فهمید بهش گفتم گوساله 
سریع صندلی رو درست کرد

 

 

 

 

 

 

 

83 درصد کسایی که با والدینشون زندگی میکنن ، موقع وب گردی یه تب اضافه باز میزارن که در صورت ورود ناغافل پدر و مادر ازش استفاده کنن!!!

 

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شفیق

خوشی با خوبی فرق دارد به خاطر خوبی ها از خیلی خوشی ها، باید گذشت…

realboy

آمارت اشتباهه کسانی که با همسرشون زنمدگی می کنند رو هم اضافه کن!

Andrea

اون تب اضافه مال منه وقتی تو هال میشینم یا تو دانشگام. تازه اگه لب تاب بابام باشه یه سری هم به delete history میزنم[نیشخند][زبان][خنده][خجالت]

بنده سر راهی

الممنونیات[گل][قلب] الان که داری نظرارو تایید میکنی احتمالا دم دمای صبحه.پس صبحت به خیر داداش[خمیازه]

رفیق

الان 4 امی رو گذاشتی دادا که گند اولی رو بخوابونی؟![قهقهه][خنده][خنده] منکه جزو اون 17 درصدم...[عینک] مخسیییییی داداش عزیزم[قلب][گل]

زهرا

اون قضیه استخدام و آدامس و پول خیلی خنده دار بود[خنده] مرسی داداش خوبم[قلب]

یاس

بازم خوش به حالت تو پارکینگ بهش میرسی من اگه با ابجیم باشم هیچ جوری اون اهنگه پیدا نمیشه اخ گفتی همش وقتی درو باز میکنن استرس میگرتم کو اون صفحه تا بازش کنم ادب نداره یه اهنی اوهونی چیزی بابا دخمل اینجا نشسته[چشمک]

سوگند

ای گفتی.............من همیشه وقتی بابام میاد تو میرم وبلاگ یا سایتای اموزشی[زبان]