تقدیم به باران ، آذر ، سوگند ، نازنین ، فری ، ریل بوی و مهندس

دوستی می گفت
خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند
تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند، ابتدا و انتهای کلاس ، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.
هم رشته ای داشتم که شیفته ی یکی از دختران هم دوره اش بود.
هر وقت این خانم سر کلاس حاضربود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت:
استاد همه حاضرند!
و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت:
استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!
در اواخر دوران تحصیل ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند.

امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است:

«هیچ کس زنده نیست ... همه مرده اند»

/ 6 نظر / 3 بازدید
سوگند

چه عاشقی؟؟؟؟[سوال][تعجب]

باران

خیلی قشنگ بود،اشکم در اومد[گریه]خوشبحال اون بانو که همچین مجنونی داشت[دست] یه سوال منظورتون از باران منم؟[سوال][خجالت]

باران

بابا شرمندمون کردین[خجالت]ممنونم از لطفتون[چشمک][قلب]

اذر

منظور از اذر منم؟[نیشخند]

نازنین

ای بابا عاشق این اخر عاقبتای دردناکم شوور ماهم بمیره براش ازین اعلامیه ها چاپ کنیم...قول میدم

sabzak

salam man ba esme dash divoone linket mikonam to ham ba esme otaqesabzeman mano belink , bashe?