تعدادی جک با حال و هم یخ فحش بهم ندید منم از اینورو اونور دزدیدمشون

دو نفر در طول مهمانی کنار هم نشسته بودند و یک کلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت یکی از آنها به دیگری گفت: پیشنهاد می‏کنم حالا در مورد موضوع دیگری سکوت کنیم

غضنفردو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد!

آرنولد میره آبادان، همون شب اول آبادانیه تو خیابون بهش گیر میده که: ولک تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خیابون دیدی بهم سلام کن! خلاصه اونقدر التماس میکنه، تا آخر آرنولد قبول میکنه. فرداش آبادانیه داشته با دو سه تا از رفیقاش تو خیابون ‌چرخ میزده، یهو ارنولد میاد میگه: سلام عبود! آبادانیه میگه: اَاه‌ه‌ ... باز این سیریش اومد!

غضنفر یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی که توی ابهر سر کوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشید! عوضی گرفتم.

مرد: بازهم که پارچه خریدی؟ زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: این که چهار متر پارچه است؟ زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.

غضنفر نبض بیمار را گرفت و گفت: نمی‌دانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده

غضنفر سرشو قیرگونی کرده بود، میگن چرا اینجوری کردی؟ میگه: بینی‌ام چکه می‌کرد

غضنفرمی‌ره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یک بسته کوبیده بدین

/ 8 نظر / 4 بازدید
.

قشنگ بودن که ! مخصوصا ابادانیه مرسی

fddfrhfhgh

محمد

آبادانیه رو نفهمیدم اگه میشه برام توضیح بدین

رویا

خیلی با حال بود

hamed

fogholade bud vaghean lezat bordam masale shoma bayad i mardomo shad konand

ali

ترکه به پسرش مگه بابا جان این گردوها رو بخور که دودولت بزرگ بشه زنش بهش مگه میمیری خودت هم یک دوتا بخوری

tina

fonte weblogeto change kon khOnde nmishe...niCe weblOg___

حمید

علی پارس ... بازی در نیار[قهقهه]